فیلم نوشت فیلم نوشت

نفس | محمد علی امیراحمدی
نفس | محمد علی امیراحمدی

نفس | محمد علی امیراحمدی

از اول هم در اشتباه بودم، ماجرا چیز دیگریست، نقش اول فیلم هم از آن دیگریست.

نفس | محمد علی امیراحمدی

فیلم شروع می شود. صحنه ی باز شدن پیج های تاب. سپس همراه می شویم با دخترک  شیرین قصه، بهار.

اگر چه در این قسمت فیلم مقداری خسته کننده می شود در این قسمت  داستان پردازی های کودک مقداری از حد گذشته و این ماجراها به صورت منفک و بدون تبعیت از پیرنگی واحد بیان می شود که سبب خسته کنندگی آن می شود، اساسا ضعف فیلم هم از همین جا نشات می گیرد. ولی در هر حال استفاده از راش هایی جذاب در بافت سنتی شهر و به تصویر کشیدن چهره ی شهر در آن سالها که بیان کننده حال و هوا در آن زمانه می باشد سبب جذابیت های منحصر به فرد این فیلم در این قسمت می شود که سبب کاهش کسالت بیان شده در این قسمت گردیده و آن را برای تماشاچی لذت بخش می کند.

در این لحظات بودن با کودک فیلم، بهار، آنقدر شرین بود که فکر رفتنش، حتی زمانی که از مردن حرف میزد، را هم نمی توان کرد. صحنه ها آنقدر شیرین و جذاب بودند که، زمانی که دوباره به صحنه ی باز شدن پیج های تاب در گاراژ رسید، انگار از خوابی شیرین بلند شده ای. مثل اینکه داستان تازه شروع شده. تاب خوردن او ،به صورت تنها، همراه می شود با صدای آژیر خطر.انگار قرار است اتفاقی بیافتد. لحظه انقدر حساس است که هزار بار خدا خدا میکنی که بمب جای دیگری یبافتد، ولی انگار سرنوشت جور دیگری رقم خورده.

از اول هم در اشتباه بودم، ماجرا چیز دیگریست، نقش اول فیلم هم از آن دیگریست. پدر بهار؛ کسی که گه گاه به علت نا پرهیزی نفسش به شماره می افتاد، قرار است، بهار نفسی باشد برای زنده شدن او. هرگز بغض فروخفته ی او را در اتاق، در جلوی تلوزیون از یاد نمی برم. بهار رفته بود ولی، بعد از نشان دادن نقاشی اش در تلوزیون، انگار در اتاق حضور داشت. و تصمیم آخر پدر، به انگار دنیا دیگر ارزش باقی ماندن را ندارد، درستی که همین جاست لحظه ی شهادت پدر. زمان کندن او از دنیا، نه زمانی در آینده، که کارگردان به درستی هرچه تمام تر از نشان دادن آن صرف نظر می کند. این فیلم شهادت را به زیبایی هرچه تمام تر به تصویر کشیده، بدون اینکه ترقه ای در کند.



منبع :salamcinama.ir

----- 0 0

مقالات مشاهده شده

به کی سلام کنم ; نگاهی به فیلم سلام بمبئی
به کی سلام کنم ; نگاهی به فیلم سلام بمبئی
یک لطیفه ترسناک ; یادداشتی بر فیلم ساعت پنج عصر
یک لطیفه ترسناک ; یادداشتی بر فیلم ساعت پنج عصر
محمد حیدری در برنامه فرمول یک
محمد حیدری در برنامه فرمول یک
نقد فیلم فصل نرگس  زنانه، سفارشی و مبهم
نقد فیلم فصل نرگس زنانه، سفارشی و مبهم
جنایت بی مکافات ; نگاهی به فیلم پل خواب
جنایت بی مکافات ; نگاهی به فیلم پل خواب
 
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود. اگر بزرگ ترین خطری که یک فیلم سینمایی را تهدید می کند،سترونی جهان داستانی آن است، باید گفت که فیلم خجالت نکش لا اقل در مضمون خود از این ایراد بزرگ مبرا است.
Powered by TayaCMS