فیلم نوشت فیلم نوشت

میراث زندگان ; نگاهی به فیلم سرو زیر آب
میراث زندگان ; نگاهی به فیلم سرو زیر آب

میراث زندگان ; نگاهی به فیلم سرو زیر آب

باشه آهنگر در فیلم سرو زیر آب سعی کرده است به یکی از فعالیت ها و دسته های دیده نشده جنگ ایران و عراق بپردازد. «ستاد معراج شهدا» گروهی بودند که جنازه های شهدا را کشف و تشخیص هویت می کردند و پس از بررسی های دقیق و قطعی به خانواده هایشان خبر و تحویل می دادند.

مقاله

نویسنده بهروز انوار
میراث زندگان ; نگاهی به فیلم سرو زیر آب

از جهت داستان گویی می توان«سرو زیر آب» را در ادامه داستانهایی دانست که مخصوصا در ادبیات داستانی ایران در چند سال اخیر با موضوعیت دفاع مقدس نوشته شده است. کارهای همچون رمان «دیوار» نوشته علیرضا غلامی و«روضه نوح» نوشته حسن محمودی. داستانهایی که به موضوعات ناگفته و مغفول جنگ ایران و عراق می پردازد و سعی می کند با شیوه مستندگونگی خود شکل رئالیستی و در نهایت باورپذیری به اثر بدهند. این آثار نشانگر این هستند که بعد از سالها سینما و ادبیات جنگ یا همان دفاع مقدس از هیجانات اولیه خود کاسته و سراغ موضوعات دیده نشده رفته است و در این بین شاید شیوه نمایش آن موضوعات طوری باشد که به ذائقه متفکرین سنتی دفاع مقدس خوش نیاید. به هر جهت سینمای دفاع مقدس به عنوان بومی ترین شیوه سینما در ایران برای بقا و رشد خود نیازمند تغییر در نوع نگاه و دیدگاه ها است.
باشه آهنگر در این فیلم سراغ ستاد معراح شهدا رفته است. جایی که پیکر شهدا را شناسایی و تشخیص هویت می کردند. در این بین به دلایلی داستان سر از لرستان و یزد نیز در می آورد و ما با اقوام و حتی ادیان و مذاهب دیگری نیز در فیلم مواجه می شویم و این باعث تنوع نگاه در فیلم شده است که باید دید این تنوع چه کارکردی دارد و آیا باعث پراکندگی روایت نشده است.




نفر، شخص، نماد و شیء بیجان

شاید در نگاه نخست، لوکیشن ها و اقوام فراوانی که باشه آهنگر در فیلم خود وارد داستان می کند باعث شلختگی روایت شود اما می توان با نگاه از زاویه ای دیگر به برداشت دیگری دست یافت. فیلم از کارگاهی مربوط به ستاد معراج شهدا آغاز می شود. جنازه هایی که می آیند و باید تشخیص هویت شوند.
یکی از نکات جنگ، خاصه جنگ ایران و عراق، حضور همه اقوام برای حراست از خاک میهن است. جایی که مرزهای شهری و تعاریف قومی و قبیله ای کنار گذاشته شده و هدف مشترک باعث ایجاد یک همبستگی و انسجام ملی می شود. انسجامی که در نهایت دشمن را در رسیدن به هدفش ناکام می گذارد.
در فیلم های دفاع مقدس، اغلب این مسئله در پشت خاکریزها پنهان می شود. کسی که شلیک می کند و کسی که تیر می خورد یک انسان است و معلوم نیست که از چه قوم و قبیله ای است. شغل او، پایگاه و جایگاه اجتماعی او در زندگی شخصی مشخص نیست. اعتقادات و اندیشه های درونی او فعلا برای یک هدف مشترک عمومی به حالت تعلیق در آمده. چون در اینجا اصلِ وجود مسئله است و نه ماهیت وجود. این می شود که شخص به نفر تبدیل می شود.
 اما نقطه ای از مبارزه می رسد که نفر مجددا به حالت اولیه برمی گردد و تشخص خود را باز می یابد. درست در نقطه پایانی. جایی که خمپاره دقیقا کنار پای نفر می نشیند یا تیر قلب او را می شکافد. اینجاست که همه چیزهایی که به صورت موقت به حالت تعلیق درآمده دوباره جریان پیدا می کند. نام او چیست؟ از کدام شهر است؟ آیا او زن داشت؟ خانواده او چه کسانی هستند؟ تحصیلاتش چه بود؟ جزئیاتی که برای پیدا کردن خانواده و نحوه دادن خبر شهادت اهمیت دارد. اما همواره کار به همین سادگی نیست. گاهی با یک خانواده طرف نیستی. گاهی با یک روستا و یک قومیت طرف هستی و می فهمی شخص که زمانی نفر بود حالا تبدیل به یک نماد شده. نماد شجاعت و جوانمردی یک قومیت یا یک روستا. این تغییر جایگاه آدمی در سالهای دفاع مقدس چنان مشهود است که کسی از پیشینه و سابقه شهدا سوال نمی کند چون آنها دیگر نفر یا حتی شخص نیستند بلکه نماد هستند و کارکرد یک نماد همواره در یک زمینه است و کارکرد این نماد، در اهمیتی است که برای میهن قائل شده است و تمام اندیشه ها و تفکرات شخصی خود را برای همیشه فراموش کرده است.
اما باشه آهنگر از کنار این مسئله با سهل انگاری عبور می کند و با نگاه آبژکتیو شخص را به یک شیء تبدیل می کند. اهمیتی که اقوام برای پیکر نمادهای خود قائل هستند را به درستی درک نمی کند و با جابجایی جنازه ها آنها را به یک جسم بی هویت تقلیل می دهد. راه حل هایی که فیلمساز ارائه می دهد پاک کردن صورت مسئله است و حتی اینطور به ذهن متبادر می شود که در طرح سوال نیز به درستی عمل نکرده است.
او سعی می کند با الزامات دراماتیک توجیه گر این مسئله باشد. تلاش برای توجیه عمل قهرمان خود، نهایتا فیلم را شعارزده و خالی از حرف جدیدی می کند.



شاخه های یک درخت

در دوره فعلی مسئله انسجام ملی بیش از هر دوره ای اهمیت پیدا کرده است. وقتی در اسپانیا مردم کاتالونیا ساز جدایی می زنند و مردم کردستان عراق تصمیم بر جدایی از سرزمین عراق دارند باید یک بازنگری اساسی در نحوه برخورد با اقوام مختلف ایرانی داشته باشیم. ایران سرزمینی با اقوام مختلف است و همواره خطر جدایی طلبی اقوام تمامیت ارضی اش را تهدید کرده است.
جنگ حادثه ای است که در ذات خود باعث انسجام می شود. اقوام و اقلیم های مختلف سرزمین ایران در هشت سال جنگ تحمیلی، به مانند شخص، عقاید خود را معلق کرده و با تمام عقیده ها و قومیت های متفاوت، پشت یک خاکریز به مبارزه با دشمن مشترک پرداختند و انسجامی که حاصل این تجمیع بود باعث به زانو در آمدن دشمن می شود.
در بحث روایی و بررسی فرم داستان گوییِ فیلم شاید به نتیجه برسیم که «سرو زیر آب» دچار زیاده گویی و پراکندگی موضوع است. اما با نگاه به مسئله فوق می توانیم برخی حرکت های جغرافیایی فیلم را که باعث طولانی شدن است را توجیه کنیم. حضور قوم بختیاری شیعه و یزدی های زرتشتی در فیلم می خواهد تکثر عقاید در زمان جنگ را نشان دهد.
در زمانه صلح نیز نیاز به ایجاد انگیزه های متفاوت داریم تا همان انسجام مجددا ایجاد شود. در فیلم «سرو زیر آب» قومیت ها سر منافع خود ایستاده و حرف خود را می زنند و نمی توانند نظر طرف مقابل را بپذیرند اما در زمانه‌ی فعلی این انسجام ملی از چه طریقی ممکن است؟
سرو زیر آب در گفتمان فرهنگی چنین امکاناتی در دست دارد اما داستان طوری نیست که توانستارهای فرهنگی سوژه را عینیت بدهد و طرح مسئله به سمتی نمی رود که از این امکانات استفاده کافی ببرد و فیلم نهایتا اسیر حرفهای تکراری می شود. تقابل مذاهب اسلام و زرتشت و تقابل قومیت های کوهستان نشین مانند بختیاری ها و کویرنشینان یزد مسائلی نیستند که بشود به عنوان خرده داستان در یک فیلم بلند از کنارشان گذشت و عدم ورود به عمق مسائل باز هم باعث شعارزدگی فیلم می شود چون نگاه سطحی همواره برداشتی سطحی و تکراری را به ذهن می رساند.
فیلم سرو زیر آب را نمی توان فیلمی تاثیرگذار بر بدنه سینمای دفاع مقدس دانست چون فیلم سعی نمی کند حرف جدیدی در دل این جریان بزند و با تمام ابزارهای جدیدی که داشته به همان حرف های تکراری گذشته پرداخته است.








----- 0 0

مقالات مشابه

استخوانهای دوست داشتنی ; نگاهی به فیلم سرو زیر آب
استخوانهای دوست داشتنی ; نگاهی به فیلم سرو زیر آب

استخوانهای دوست داشتنی ; نگاهی به فیلم سرو زیر آب

فیلم سرو زیر آب ، چهارمین اثری است که محمدرضا باشه آهنگربا موضوع تفحص و معراج شهدا می سازد . این جریان با فیلم فرزند خاک آغاز شد و در اشکال گوناگون خود در فیلم بیداری رویاها، ملکه و سرو زیر آب ادامه یافته است. این فیلم همچنین پایان همکاری محمدرضا گوهری فیلم نامه نویس سرشناس سینمای ایران ، با باشه آهنگر است .
جای خالی فیلمنامه نویس ; یادداشتی بر فیلم سرو زیر آب
جای خالی فیلمنامه نویس ; یادداشتی بر فیلم سرو زیر آب

جای خالی فیلمنامه نویس ; یادداشتی بر فیلم سرو زیر آب

اساسا کار فیلمنامه نویس اضافه کردن نیست، بلکه حذف کردن است. حذف کارکترها، قصه های فرعی و مفاهیم اضافی برای حفظ وحدت کلی فیلمنامه. وقتی ایده اولیه ای را برای تبدیل شدن به فیلمنامه انتخاب میکنیم، ممکن است برای گسترش داستان، قصه های فرعی و شخصیت های اضافی بسسیاری به ذهنمان خطور کند که هرکدامشان احتمالات خاصی را برای فیلمنامه به وجود میاوردند.
پدر،برادر،شوهر، مرد ; یادداشتی بر فیلم کامیون
پدر،برادر،شوهر، مرد ; یادداشتی بر فیلم کامیون

پدر،برادر،شوهر، مرد ; یادداشتی بر فیلم کامیون

«کامیون» آخرین ساخته کامبوزیا پرتوی اگرچه فیلم ساده ای است اما فیلم بسیار مهمی است. این یادداشت کوتاه تلاشی است در اثبات همین ادعا. کامبوزیا پرتوی فیلمنامه نویس و کارگردان باسابقه سینمای ایران از معدود افرادی است که در تمام سالهای فعالیتش ثباتی نسبی داشته و چندان درگیر جوهای زودگذر ومدهای سالانه سینمای ایران نشده است.
شعله ور ; رمز گشایی از یک اسم
شعله ور ; رمز گشایی از یک اسم

شعله ور ; رمز گشایی از یک اسم

حمید نعمت الله را باید تاجری دانست که در جستجوی معامله با قاب سینما و دشت و چشم انداز، عازم سرزمین های دور و ناشناخته می شود. بله ، سیستان و بلوچستان هنوز برای ما ناشناخته است، همان طور که هنوز شمال خراسان، ارتفاعات البرز، طوایف کوچ نشین عرب و بختیاری، کویرنشینان دشت مرکزی ایران، همه و همه برای ما ناشناخته اند.
Powered by TayaCMS