فیلم نوشت فیلم نوشت

اروند | علی نیکجو
اروند | علی نیکجو

اروند | علی نیکجو

اروند، برخلاف اسمش نه «مکان» مند است نه «زمان» دارد. کانال‌های فیلم بیشتر شبیه کانال‌های جنگ جهانی اول‌اند تا جبهه‌ی جنوب ایران.

مقاله

نویسنده علی نیکجو
اروند | علی نیکجو

بازیِ «سعید آقاخانی» در نقش یونس – جانباز اعصاب و روان – به اندازه ی خود فیلم، بد و ضعیف است. راستی اگر آقاخانی قرار بود نقش یک معتاد را بازی کند، تفاوتی می‌کرد؟ شاید نه… نه تنها بازی آقاخانی بلکه همه‌ی بازی‌ها و شخصیت‌پردازی‌ها ضعیف‌اند. دوجین کاراکترِ بی‌کارکرد و خنثی، وسط فیلمی که قرار است درباره‌ی غواص‌های شهید باشد، چه توجیهی دارد؟ «لیلا»، «محبوبه»، «امیرعباس»، «ابراهیم»، «مصطفوی»، پسر «ایاز» و خود ایاز که مدام ترکی حرف می‌زند، سرباز، لیدرمَن و… عجیب است که کارگردان می‌خواسته فیلمی جنگی بسازد با این همه شخصیتِ بی‌ربط به جنگ و بدون داستان که همه‌شان وسط فیلم «رها» می‌شوند. حالا اصلا بگذریم که فیلم، سراسر «کلیپ» است. دقیقه‌های زیادی آواز دارد و صحنه‌ی آهسته، با «مقادیر انبوهی» تصاویر هلی‌شات، گویا کارگردانِ جوان به تازگی با قابلیت تصویر برداری هلی‌شات آشنا شده.

صحنه‌ی دفن کردن غواص‌ها نیز، تنها به درد فیلم‌های ترسناک می‌خورد. ریزش بارانِ خاک روی سرِ آدم‌های ضعیفی که دارند دفن می‌شوند؟ غواص‌های سرفراز مورد ادعای فیلم، همین‌ها هستند که کارگردان در اوج ذلت قاب گرفته؟ «دشمنِ» فیلم کیست‌؟ عراقی‌ها؟ یا لودرهایی که خاک می‌ریزند؟ اصولا غواص‌ها برای چه هدفی جانشان را فدا می‌کنند؟ فیلم چه کسی را مقصر این فاجعه می‌داند؟ لودرها را؟ 

اروند، برخلاف اسمش نه «مکان» مند است نه «زمان» دارد. کانال‌های فیلم بیشتر شبیه کانال‌های جنگ جهانی اول‌اند تا جبهه‌ی جنوب ایران. فیلم‌ساز درباره‌ی کدام جنگ حرف می‌زند؟ نمی‌دانیم… فقط یونس مدام مونولوگ می‌گوید و با دوست‌های خیالی‌اش صحبت می‌کند و قرص‌هایش را می‌خورد. شخصیت‌های جنگ هم خنده‌دار و رقت‌انگیز‌اند، مثل ابراهیم – همان غواص جوان –  که قبل از شروع عملیات اشک می‌ریزد و به دختری فکر می‌کند که باید به خواستگاری‌اش برود. می‌گوید پشیمان است ولی «زشت» است که برگردد و «بچه‌ها» را تنها بگذارد. از ابراهیم کات می‌خورد به سرباز لب مرز که موبایلِ یونس را قرض گرفته تا به دوست‌دختر‌اش زنگ بزند. کارگردان «این‌همانی» برقرار کرده است بین سرباز میان مایه و ابراهیمِ شهید؟ چه جالب!

فیلم‌نامه‌ی اروند نیز مثل کارگردانی‌اش ضعیف است. نه گذشته‌ی یونس را می‌دانیم نه از آینده‌ی شخصیت‌هایی مثل «لیلا» که اینقدر روی داستانش تاکید می‌شود، با خبر می‌شویم. فیلم به مرحوم «ملاقلی‌پور» تقدیم شده. تنها نکته‌ی فیلم شاید همین باشد که در ادامه‌ی نگرش خاص و نه چندان جالب ِ ملاقلی پور به جنگ است اما به مراتب ضعیف‌تر و بدتر.

منبع :moviereviewmag.com

----- 0 0

مقالات مشاهده شده

هیهات | سید ابراهیم هاشم زاده
هیهات | سید ابراهیم هاشم زاده
نفس | محمود نامی
نفس | محمود نامی

نفس | محمود نامی

مفهوم شادی در خندوانه
مفهوم شادی در خندوانه

مفهوم شادی در خندوانه

ماجان حرکت در گذشته
ماجان حرکت در گذشته

ماجان حرکت در گذشته

محمدرضا فهیمی
محمدرضا فهیمی

محمدرضا فهیمی

 
نقد فیلم بیست و یک روز بعد
نقد فیلم بیست و یک روز بعد

نقد فیلم بیست و یک روز بعد

فیلم «بیست و یک روز بعد» اولین تجربه سینمایی محمدرضا خردمندان در ساحت سینمای ایران است. این فیلم که نه تقلید روشن فکری را بازی می‌کند و نه به جزئیات بی حاصل می‌پردازد، توانسته در اکثر حوزه‌های سینمایی تفکر جدیدی را ارائه دهد. ترکیب هوشمندانه مهدی قربانی و ساره بیات برگ برنده خردمندان است که به خوبی ارتبطات ما بین فرزند و مادر را ایجاد کرده و به نمایش می‌گذارند.
Powered by TayaCMS