فیلم نوشت فیلم نوشت

سیانور | مصطفی عبدی
سیانور | مصطفی عبدی

سیانور | مصطفی عبدی

قصه‌ای می‌آفریند که در حاشیه‌اش سعی در به نمایش گذاشتن قله‌ای از قله‌های مقاومت عزتمندانه‌ی یک ملت را می‌نماید.

سیانور | مصطفی عبدی

نگاه به تاریخ معاصر، به خصوص در سرزمین پر فراز و نشیبی چون ایران، همواره می‌تواند به عنوان جدی‌ترین بستر قصه‌ها و نمایش‌های بصری به کار برده شود، به خصوص که در سیر آن زنان و مردان بسیاری در برابر دیده شاهدان تاریخ، به عرش رفته یا به فرش خزیده‌اند. کسانی که در دوراهی‌های سرنوشت‌ساز، بعضا تصمیماتی گرفته‌اند که جمعی را به پیش برده و یا با خواری به عقب رانده است. و در این میان حیرت‌آور است که این گنجینه‌های عظیم عبرت، به صورت مسکوت در کنجی نهاده شده و گه‌گاهی غباری از آن برداشته می‌شود. سینماگران نیز با سکوت و بعضا جهت‌گیری‌های غرض ورزانه نسبت به تاریخ، عینک دودی به چشم زده و از بالای شهر، نگاهی به اکنون شهر بلکه به کشور می‌اندازند و تصویری معوج از آن به نمایش می‌گذارند.

از جمله سکوت‌های معنادار در تاریخ معاصر، مباحث مربوط به ریشه‌ها و سیر سازمان مجاهدین خلق است. سازمانی که با هدف مبارزه با استکبار و دفاع از مردم بر می‌خیزد ولی بدلیل انحراف برخی مهره‌های اصلی آنچنان تغییر مسیر می‌دهد که در یکی دو دهه بعد از تشکیل، بر خلاف فلسفه نخستین خود به دامن استکبار پناه برده و از آنجا به سوی ملت عزیز ایران سنگ می‌پراند.

اما سیانور بر خلاف روال سینماگران امروزی به جای عینک دودی، با ذره‌بین سراغ این وهله از تاریخ رفته و به واکاوی و عیان‌سازی ماهیت سازمان مجاهدین خلق در سیر تحولات معاصر ایران پرداخته است کاری که نه تنها تا به امروز کم‌تر بدان توجه شده، بلکه باید گفت نقش این سازمان و سیر تحول آن از سازمانی مسلمان به چریک‌هایی مارکسیست و نیز جبهه‌گیری آن‌ها در مقابل انقلاب ملی مذهبی ایران که منتخب ملت است، به عمد مورد غفلت واقع شده است. در واقع گره اصلی و جذاب این عاشقانه تاریخی چگونگی همین تحول بنیادین در دیدگاه مجاهدین است، سوژه‌ای که در میان موضوعات تکراری و نازیبای امروز سینمای ما به عمد بایکوت شده و تماشگر از آن محروم مانده است.

قصه خوب و روان این فیلم، تضاد سلوک فردی و اجتماعی یک مسلمان و مارکسیست را به ترتیب با بازی‌های «بابک حمیدیان» و «حامد کمیلی»، به عنوان تم اصلی به نمایش می‌گذارد. کمیلی نماینده‌ی سازمانی شده که از فرط تندروی مرام‌های مبارزاتی اسلام را کافی ندانسته و به سراغ ایدئولوژی ماتریالیستی مارکسیسم می‌رود. اما پوچی این مرام به حدی ست که متفکرین اصلی سازمان نیز  می‌دانند، پیروانشان با کم‌ترین استدلال و فشار، به آن پی برده و بلبل‌وار با اعترافات خود بقیه‌ی اهداف سازمان را به زمین می‌زنند.از این رو سیانور را به راحت‌ترین راه برای راحتی از شر اعضای سوخته‌ی خود تجویز می‌کنند و آن را به دروغ، نوعی مقاومت می‌نامند. در مقابل مسلمان‌های اسیر ساواک وحشی، همچون شهید رجایی، که مقاومت و عدم اقرارشان در برابر شکنجه‌های ساواک، از ایشان اسطوره مقاومت ساخته، برای همیشه ی تاریخ، رو سیاهی را برای مجاهدین  خلق مدعی به بار گذاشته است. در واقع این گمراهان تاریخ، از آنجا که می‌دانند تاب تحمل هیچ سختی‌ای را با کم‌ترین تهدیدی ندارند و اساساً در مکتب‌شان اجر، و حتی دلیلی برای تحمل شکنجه برای خود نمی‌یابند، فرار را بر قرار ترجیح داده و با سیانور بر زندگی نکبت بار خود پایان می‌دهند.

در سوی دیگر اتفاقات سازمان، «مجید شریف‌واقفی» و دیگر بچه مسلمان‌هایی قرار دارند که مرام مارکسیستی مجاهدین را بر نمی‌تابند و قصد جدایی از سازمان می‌کنند، اما با حذف فیزیکی ناجوانمردانه توسط سازمان، برای همیشه این پرچم را بالا می‌برند که تشکیک در ایدئولوژی سازمان مساوی حذف است برای همیشه. از جمله مواردی که به خوبی در فیلم پرداخته می‌شود خانه‌های تیمی و روابط میان اعضای سازمان است. خانه‌هایی که حریمی تحت عنوان زن و مرد در آن‌ها مطرح نبوده و در زندگی آن‌ها فقط بعد مبارزه مهم است و مابقی ابعاد تحت سیطره‌ی و تاثیر این بُعد می‌توانند مفهوم یابد. مسئله‌ای که حتی تا به امروز در ساختار این گروهک تروریستی حفظ شده و به دام افتادگان در چنگالش را به ورطه نیستی و فنا می کشد. روحیه انسانیت را در اعضا کم کرده و خوی وحشی‌گری و بی‌تفاوتی در برابر جنایات را تقویت می‌نماید.

در پایان باید گفت سیانور جزو آثار قابل دفاع جشنواره فجر ۹۴ است که نه تنها سنت و مذهبی ایران و ایرانی را تحقیر نمی‌کند، بلکه قصه‌ای می‌آفریند که در حاشیه‌اش سعی در به نمایش گذاشتن قله‌ای از قله‌های مقاومت عزتمندانه‌ی یک ملت را می‌نماید.



منبع :moviemag.ir

----- 0 0

مقالات مشاهده شده

نفس | محمود نامی
نفس | محمود نامی

نفس | محمود نامی

اروند | حمید غفاریان
اروند | حمید غفاریان

اروند | حمید غفاریان

زادبوم
زادبوم

زادبوم

نقد فیلم هزارپا هبوط در باتلاق
نقد فیلم هزارپا هبوط در باتلاق
آرش فهیم
آرش فهیم

آرش فهیم

 
در باب عشق ; نگاهی به فیلم سلام بمبئی
در باب عشق ; نگاهی به فیلم سلام بمبئی

در باب عشق ; نگاهی به فیلم سلام بمبئی

اگر محبت بین ن و مرد را در ذیل عشق در نظر بیاوریم، آنگاه باید بگوییم که دین اسلام نه تنها به عشق نگاه مثبتی دارد که حتی ان را تجویز و تاکید می کند. اما با این توضیح که قطعاً برای مدیریت عشق نیز راهی دارد که آن ازدواج است.
چراغ های رابطه خاموش اند ; نقدی بر فیلم سلام بمبئی
چراغ های رابطه خاموش اند ; نقدی بر فیلم سلام بمبئی

چراغ های رابطه خاموش اند ; نقدی بر فیلم سلام بمبئی

فیلم سلام بمبئی به درستی نگرانی های بسیاری را در دست اندرکاران و مدیران فرهنگی جامعه ایجاد کرده است که سینمای ایران برای جذب مخاطب تا کجا می‌تواند بر اصول بنیادی خود، یعنی پرهیز از بیان آشکار مناسبات زناشویی و اجتناب از جذابیت های غیر دارماتیک، تبصره بزند؛ صحنه های رقص، شوخی هایی که آشکارا معانی ضمنی نامناسب دارند و همین طور قبح زدایی از رابطه میان دو جنس از ابزارهای فیلم سلام بمبئی در جذب مخاطب است. از طرفی به تجربه می‌دانیم که راهکار قرنطینه فرهنگی نیز نمی تواند راه مناسبی باشد.
Powered by TayaCMS