فیلم نوشت فیلم نوشت

عبدالله طاهرخانی
عبدالله طاهرخانی

عبدالله طاهرخانی

شکی نیست که باید سیاهی ها و معضلات جامعه را در قالب هنر بیان کرد اما بهتر است سیاه نمایی نشود . در این فیلم روابط عاطفی و اجتماعی به طور مطلق سیاه وتلخ تصور شده است .

عبدالله طاهرخانی

چند نکته درباره فیلم "لاک قرمز"

خلاصه داستان:

لاک قرمز قصه تلخ زندگی دختر نوجوانی را روایت می کند که پدر معتادش با نجاری و ساخت عروسکهای چوبی مخارج زندگی را تامین می کند. او یک خواهر و برادر کوچک هم دارد. کار مادر او علیرغم مخالفت پدرش کلفتی در خانه دیگران است اما روزگار پر رنج این دختر از آنجا شروع می شود که روزی پدرش در حین درست کردن آنتن تلویزیون  از پشت بام سقوط می کند و می میرد. صاحبخانه پول پیش و اجاره را می خواهد که ندارند و مادرش چون باردار بوده کارخود را از دست می­دهد فرزندش سقط می شود و از فشار زندگی راهی تیمارستان می شود. برای گذران زندگی به ناچار دختر نوجوان ترک تحصیل کرده و به فروش عروسک­های چوبی ساخته پدرش روی می آورد ولی به خاطر وجود مواد مخدر در یکی ازعروسکها پلیس او را دستگیر می­ کند و در این مدت خواهر و برادرش آواره کوچه و خیابان شده و آنها را به بهزیستی برده­ اند. اوکفالت خواهر و برادر خود را گرفته تا خودش آنها را بزرگ کند. و به همین منوال زندگی پر مشقت این دختر ادامه دارد ....

نقاط قوت :

- بازی خوب بازیگر نقش اول فیلم

بازیگر نوجوان این فیلم پردیس احمدیه علیرغم نداشتن سابقه چندانی در سینما ، بازی خوب و قابل قبولی را به نمایش گذاشت و مانع افت فیلم و پوششی برای برخی از نقاط ضعف فیلمنامه بود. احمدیه در نقش دختر نوجوانی بود که در مراحل بلوغ خود در خانواده ای نامناسب با نابسامانی های اجتماعی مختلفی درگیر شده بود.

- به تصویر کشیدن اثرات مواد مخدر در فروپاشی خانواده

این فیلم علیرغم زبان تند و تلخی داستانش در به تصویر کشیدن برخی از پیامدهای اجتماعی مواد مخدر و تبیین نقش آن در فروپاشی بنیان خانواده موفق بوده است.

نقاط ضعف :

-ضعف فیلم نامه و باورپذیر نبودن برخی قسمتهای آن

فیلم نامه پراز تناقض هایی است که باور آن را برای مخاطب دشوار می کند متاسفانه از دید نویسنده فیلمنامه تمامی افراد جامعه آدمهایی نادان،  بی عاطفه و بی ایمان هستند، از  مددکار اجتماعی و کارشناس بهزیستی گرفته تا پلیس و قاضی حتی خاله و عمو. تمامی این عوامل در نهایت قساوت قلب دست به دست هم داده اند تا دختری ۱۶ ساله در جامعه ای بی در و پیکر رها شود. بر این اساس است که بسیاری از بخش های فیلم باورپذیر نبوده و برای مخاطب هم قابل قبول نیست مثلاٌ چگونه یک قاضی کفالت دو بچه را به دختر ۱۶ ساله فاقد مسکن و درآمد می دهد ویا مددکار بهزیستی چگونه می پذیرد که دو بچه قد و نیم قد را تحویل دختری نوجوان بدهد و یا اینکه عمو و خاله این دختر چگونه آنها را در این شرایط رها می کنند و حتی رابطه فامیلی هم مد نظر قرار نمی دهند .

سیاه نمایی مطلق از زندگی ، جامعه و روابط عاطفی - اجتماعی

شکی نیست که باید سیاهی ها و معضلات جامعه را در قالب هنر بیان کرد اما بهتر است سیاه نمایی نشود . در این فیلم روابط عاطفی و اجتماعی به طور مطلق سیاه وتلخ تصور شده است .

پلانهای دردناک و پیاپی این فیلم ، بیننده را تا مرز ناامیدی کامل از جامعه سوق می دهد با مروری بر  این پلانها این نکته را بهتر متوجه می شویم . در ده دقیقه اول فیلم پدر با سقوط از پشت بام خانه می میرد ودر چند پلان بعدی صاحبخانه با کمال بی رحمی تقاضای تخلیه خانه را دارد و در پلانهای بعدی مادر سقط جنین می کند و گم می شود بعد از مدتها فیلم او به شکل دیوانه ای زنجیری در تیمارستان برای مخاطبان نمایش می دهد، در بخشهای دیگر دختر ۱۶ ساله این خانواده را در حال فروختن عروسکهای چوبی می بینیم که به جرم حمل مواد مخدر دستگیر شده و با دستبند راهی زندان می شود در همین حین برادر و خواهر کوچک او آواره کوچه و خیابان شده و به بهزیستی منتقل می شوند. در این فیلم حتی اقوام و خویشاوندان نیز خلق و خوی انسانی و عاطفی را رها کرده طوری که در پلانهای بعدی این دختر درمانده به عموی خود پناه می آورد و او هم از مسئولیت سرباز میزند جالب آنکه دامنه این عدم مسئولیت پذیری و نداشتن تعهد انسانی دامنگیر ارگانهای دولتی جامعه نیز شده و قاضی دادگاه هم به دختری ۱۶ ساله تاییدیه می دهد تا بدون مسکن و درآمد کفالت خواهر و برادرش را به عهده گرفته و آنها را از بهزیستی تحویل بگیرد!

روابط عطفی ، نوع دوستی  و همبستگی افراد جامعه دراین فیلم سست و بی اساس نمایش داده می شود و جامعه ای ویران و عاری از انسانیت به تصویر کشیده شده است که نه قانون از کسی حمایت می کند نه افراد و این یعنی سیاه نمایی مطلق از جامعه و روابط اجتماعی و تزریق یاس به بیننده که از نکات اصلی این فیلم است که بر این اساس یقیناً می تواند آثار مخربی بر مخاطبان داشته باشد.



منبع :cinemapress.ir

----- 0 0
علیرضا حسن‌خانی
علیرضا حسن‌خانی

علیرضا حسن‌خانی

فیلم کاملاً قابلیت تبدیل شدن به یک ملودرام آبکیِ اشک انگیز و یا افتادن به ورطه‌ی موسوم به سینمای اجتماعی را دارد.
سینما پرس
سینما پرس

سینما پرس

لاک قرمز نه نتها راه حلی برای جریان رئال داستان خود ارائه نمی دهد بلکه در سیاه ترین شکل ممکن، امید را برای حساس ترین قشر جامعه، دست نیافتنی و در واقع توهمی کودکانه بیان می کند
Powered by TayaCMS