3
کلیشه های تکراری سینمای کمدی از وحدت تا خاله پسر سهراب

یک امید واهی

خجالت نکش در مرحله ایده مخاطب را امیدوار می کند که با یک کمدی جدی ،خلاقانه و انتقادی روبروست. اما فقط کافیست تا چند دقیقه از تماشای فیلم بگذرد که امید مخاطب خوش بین به یاس تبدیل شود.تنها چیزی که خجالت نکش را یک گام از سریال های طنز مناسبتی یا کمدی های پر فروش مبتذل جلوتر می نشاند.انتقاد پرداخت نشده ایست که از بی ثباتی و عدم آینده نگری در تصمیمات دولت ها می کند. سیاست های بی ثباتی که گاها(مثل مسئله فرزندآوری) حالتی متناقض می گیرد.

در چند دقیقه آغازین فیلم با مرد روستایی طرف هستیم که به بالقوه میتواند دن کیشوت وار بپندارد که تصمیمات پیش پا افتاده او در آینده کلان این کشور اثر گذار باشد.این موقعیت خود قادر است به الگویی موفق و طنزی فاخر بدل شود.


همان همیشگی

اما تنها گذر چند دقیقه زمان به شما تضمین می دهد که در ادامه فیلم شما نه تنها با چیز متفاوتی روبرو نخواهید شد بلکه با مخلوطی از کلیشه های سینمای مبتذل طرف هستید.فیلم برای خنداندن مخاطب به نازل ترین شکل ممکن به کلیشه های دم دستی و روش های همیشگی پناه می برد.شوخی با زندگی سنتی و به ظاهر بی دغدغه روستایی با چاشنی لهجه های منطقه ای متعلق به نا کجا آباد (که در تیپ خاله پسر سهراب در تبلیغات سیا ساکتی یا دو  قلوهایی که عبارت "خیلی خطرناکه حسن" را تکرار می کردند) به شکلی نازل تر از کلیپ های شبکه های مجازی یا طنز نویسان مجله های داخلی تکرار می شود.

کلیشه شوخی با اتباع خارجی(که پیش از این در سریال شکست خورده چهارخونه دیده شده)چه در لهجه و چه در اسامی افراد ابزاری می شود تا ایده خلوت فیلمنامه و فقر شوخی ها در نظر مخاطب کمتر به چشم آید اما در این زمینه هم ناموفق است.کلیشه زنی که دائما در حال نفرین است ما را یاد نقش های مریم امیرجلالی در سریال های مناسبتی می اندازد و شهره لرستانی همان شهره لرستانی اخراجی ها می شود.زنی حراف، برون گرا،آماده بحث و جدل با شخصیت های اصلی و  تشنه نسبت به دیدار همسر که اینبار بر خلاف اخراجی ها فرزندانی هم آورده است.[مهدی1] 



 اما هیچکدام  از موارد یاد شده ابزار اصلی در دست تیم سازنده جهت گرفتن خنده از مخاطب نیستند،هنوز هم فیلمنامه نویسان متلک های پنهان جنسی و شوخی با مسائل جنسی را مهم ترین ابزار برای گرفتن خنده از مخاطب میدانند.شوخی هایی که انسان را به نیم قرن پیش و کمدی های مبتذل دهه چهل شمسی می برد. ،متلک هایی که حالا به خاطر ممیزی های پخش اندکی استتار می کنند.این متلک های پنهان جنسی گاها با استعانت از جو های پدیده ارتباطی عصر حاضر و از منبع لایک بگیران فضای مجازی الهام گرفته می شود.(دیالوگ بازیگر زن زیر دلم درد می کنه) دیالوگ هایی که با فرو رفتن تب های چند روزه ی  فضای مجازی فراموش می شود(من در سالن سینما به ندرت کسی را در حال خنده به آن دیدم). سازندگان خجالت نکش سعی کرده اند کاملا از ریسک کردن پرهیز کنند و تنها با استفاده مجدد از شوخی های قبلا امتحان شده در تلویزیون ودیگر فلمهای سینمایی و یا حتی فضای مجازی صحنه های طنز خود را پیش میبرند و از هرگونه تجربه جدیدی پرهیز میکنند، خجالت نکش چیزی جز امتداد همان شوخی های تلوزیونی در فضای سینمایی نیست و بالطبع آزادی نسبی خاصی که در سینما وجود دارد به راحتی میتواند وجه ای انتقادی هم بخود بگیرد و طعنه هایی به سیاست های کلان کشوری هم بزند.

استفاده از لهجه های نا معلوم، متلک های پنهان جنسی و بازی تیپیک و میمیک های احمد مهرانفر در نقشی که سالها از خودش بزرگتر است و تزریق راه رفتن ها و حرکات غیر متعادل به نقش(شبیه آنچه که امین حیایی را برای مدتی در اوایل دهه هشتاد ستاره سینمای گیشه کرد) برای خلق کمدی کافی نیستند و چیزی جزیک شوخ طبعی شکست خورده ذاتی به نمایش نمی گذارند.


خجالت نکش،دو فیلم با یک بلیط

خجالت نکش حتی از نظر یکپارچگی و انسجام ساختاری درمانده است،این فیلم در رعایت انسجام های ساختاری فرموله فیلم های مبتذل فارسی هم ناتوان است.در خجالت نکش فیلم دو مرحله دارد،مرحله قبل از زایمان و بعد از آن.

در مرحله قبل از زایمان همان کلیشه های یاد شده با چاشنی انگیزه پنهان کاری بارداری زن مخاطب را به پیش می برد اما در بخش دوم پس از گم شدن نوزاد فیلم در تغییر ناگهانی لحن و ریتم بدل  به کپی کمدی های اکشن خارجی می شود. همان الگویی که در آن چیزی گم میشود و مردمی به جستجوی آن می روند،بر حسب تصادف چیز گمشده دورتر و دورتر می شود تا آنکه بر حسب اتفاق به دست صاحبش برسد.



از این دست تغییرهای ناگهانی حتی در موضع شخصیت ها نیز دیده می شود و به شکل آزار دهنده ای به منطق داستان لطمه می زند.به طوری که در ابتدا بی آنکه دلیلش را بدانیم(سام درخشانی) با آبستن شدن مخالف است،اما پیشتر که می رود گو اینکه این موضوع برای وی رضایت بخش است.یا زنی را که هنوز باردار نشده به خاطر بیاورید،آن زن ابتدا به دلیل عدم بارداریش از یافتن بچه استقبال می کند و موقع رفتن او می گرید. اما بعدها می فهمیم اون چند روز است که از بارداری خودش با خبر است در حالی که از روز گم شدن بچه تنها یک روز می گذرد.

در اواخر داستان فیلمساز قصد دارد یک نتیجه گیری شعاری به فیلم تزریق کند تا خاصیت یک پروپاگاندا را به فیلمش ببخشد،تبلیغ افزایش جمعیت با چاشنی زیبا نشان دادن تحمیلی به دنیا آمدن یک بچه.  پایان شعاری "بلاهایی که به خاطر کفر نعمت عامل گم شدن بچه می شود" و به محض پشیمانی زن بچه یافت می شود را به یاد بیاورید.پایانی که بیش از اندازه ما را یاد سریال های نازل مناسبتی یا داستان های بی منطق کلید اسرار می اندازد. خجالت نکش فیلمی است که اصرار دارد پایان خوش یا همان happy end  داشته باشد. اما پایان خوش تنها یک نتیجه است که از مقدماتی که در فیلم کاشته شده برداشت میشود. خجالت نکش سعی دارد بدون داشتن مقدمات مورد نیاز پایان خوش را بصورت تحمیلی به کار اضافه کند  تا حمایت ارگان ها را نیز به دست آورد.


خجالت نکش ارزش دیدن دارد؟

باز هم با این اوصاف خجالت نکش را می توان از کمدی های این دوره اکران یک سر و گردن بالاتر دانست.اشاره به خانواده ای که برای یارانه فرزند می آورد یک انتقاد خوب و خنده دار است(تنها قسمت به معنای واقعی کمیک فیلم)این اشاره میتواند بیانگر شکل گیری طبقه بودجه خوار بیکاره و سربار و غیر مولد اجتماع باشد طبقه ای که از ثروت بادآورده نفت ارتزاق میکند و هیچ چیزی به جامعه خود نمی افزاید بحثی که میتوان ان را از سطح یک خانواده روستایی بالاتر آورد و اشاره ای به نهاد ها سازمان ها و ارگان های بی خاصیت و بودجه خوار دانست،دور شدن از جغرافیای شهری و لوکشین های خسته کننده آپارتمانی،نشان دادن گذرسال ها و شکاف نسل ها که گاها منتهی به تناقض میشود(نسل جوان شهری و امروزی،که علاقه ای به زاد و ولد ندارد) می تواند اطلاعات روایی خوبی از جامعه کنونی ایران دهد .این موضوع ثابت میکند که این نوع نگاه در صورتی که در پرداخت در دام کلیشه های مبتذل نمی افتاد می توانست یک کمدی قابل دفاع و چه بسا فاخر باشد.اما سرسری گرفتن فیلم ما را به یک پایان تبلیغاتی شعاری و سکانس های وقت پر کن با چاشنی تعقیب های پاپ کرنی هالیوودی می برد و چیز مهمی را به مخاطب عرض نمی کند.









کلیشه های تکراری سینمای کمدی از وحدت تا خاله پسر سهراب

یک امید واهی خجالت نکش در مرحله ایده مخاطب را امیدوار می کند که با یک کمدی جدی ،خلاقانه و انتقادی روبروست. اما فقط کافیست تا چند دقیقه از تماشای فیلم بگذرد که امید مخاطب خوش بین به یاس تبدیل شود.تنها چیزی که خجالت نکش را یک گام از سریال های طنز مناسبتی یا کمدی های پر فروش مبتذل جلوتر می نشاند.

مقاله

نویسنده سعید هدایتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

تلویزیون

تغییر سبک زندگی ایرانی ; به بهانه نمایش سریال دیوار به دیوار ۲

تغییر سبک زندگی ایرانی ; به بهانه نمایش سریال دیوار به دیوار ۲

اساسا یک سریال مناسبتی در اولین گام باید به مناسبت خود پایبند باشد خاصه اگر این سریال به مناسبت نوروز ساخته شده باشد که داستان باز هم فرق می کند. در ایام پر مشغله نوروز که خانواده ها درگیر دید و بازدید و سفر هستند یک سریال نوروزی باید چیزی بیش و متفاوت از سریال های میانه سال داشته باشد تا بتواند مخاطب را پای تلوزیون بنشاند.
یک ساده سخت ; نگاهی به متن و معنای سریال پایتخت

یک ساده سخت ; نگاهی به متن و معنای سریال پایتخت

فارغ از اینکه سریال پایتخت از سری اول تا پنجم، به تدریج و متأسفانه از جهت «فیلمنامه» و «محتوا» سیر نزولی پیدا کرد، اما باید گفت در مجموع با پدیده مهم و قابل اعتنایی روبروییم. چرا؟
نسبت هویت و معرفت در روایت مختارنامه

نسبت هویت و معرفت در روایت مختارنامه

بازپخش چندباره مختارنامه و گلچین کردن آن با عناوین موضوعی و به شکل فیلم سینمایی، از اتفاقات مناسبتی رایج در تلویزیون است. به نظر می‌رسد علاوه بر فرم قابل قبولی که این سریال- البته در حد بضاعت سینمای ایران- دارد، مضامین مطرح در آن هم به حدی مقبول تلویزیون ایران است که جواز یا حتی ضرورت پخش مکرر آن‌را تجویز می‌کند.
عشق و آئین و درام ؛ سفر تعزیه‌خوان در شب دهم

عشق و آئین و درام ؛ سفر تعزیه‌خوان در شب دهم

مجموعه شب دهم در ردیف آن دسته از سرمایه‌های سازمان صدا و سیما است که عموم مخاطبان از تکرار مکرر آن رنجیده نمی‌شوند. این اثر در زمان پخش اولیه با اقبال عمومی چشم‌گیری مواجه شد؛ که هنوز هم خاطره سریال و دیالوگ‌های ماندگار آن از میان نرفته است.
روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
از رنج زن بودن ; نگاهی به نقش زنان در سریال‌های جلیل سامان

از رنج زن بودن ; نگاهی به نقش زنان در سریال‌های جلیل سامان

" نفس " آخرین ساخته تلویزیونی جلیل سامان و آخرین حلقه از سه گانه او با موضوع سازمان مجاهدین خلق بخوانید منافقین است که در اولین ساعات شب‌های ماه مبارک رمضان و مصادف با افطار به روی آنتن شبکه سه سیما می‌رود.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

مقاله سردبیر

از بادیگارد تا بادیگارد | سفر دایره وار از خود به خویشتن

از بادیگارد تا بادیگارد | سفر دایره وار از خود به خویشتن

«من ادعا می کنم واکنشی ترین فیلمساز جمهوری اسلامی نسبت به انچه که در جامعه رخ میدهد ابراهیم حاتمی کیاست»
تهران به مثابه ی عامل استوکاستیک ; نقد فیلم همه چی عادیه

تهران به مثابه ی عامل استوکاستیک ; نقد فیلم همه چی عادیه

همه چی عادیه آخرین ساخته ی محسن دامادی، ملودرامی (بعنوان ژانری که زن در کانون آن جای دارد) تک بعدی است که بر پیرنگی کلیشه ای و نامنسجم استوار است و خرده پیرنگ های الکنی را در جهت تفهیم ماجرائی نخ نما شده با خود یدک می کشد.
نقدی بر فیلم دشمن زن

نقدی بر فیلم دشمن زن

فیلم دشمن زن همانطور که از عنوان آن پیداست فیلمی است صرفا در پی سرگرم کردن مخاطب و ایجاد سرخوشی و حال خوب برای مخاطبانش. فیلمی که تماشاچی از آن به همان میزان که انتظار دارد کسب می‌کند و با رضایت سالن سینما را ترک می‌گوید.
Powered by TayaCMS