2
نقد فیلم دارکوب

راه سخت!

آخرین تجربه بهروز شعیبی در سینما نشان می دهد او از جمله کارگردان هایی است که  علاقه دارد در عرصه ها و گونه های مختلف سینمایی طبع آزمایی کند و به تجربیات گذشته خود بیفزاید. مرور آثار قبلی شعیبی نشان می دهد ایشان با وجود تمایل به ساخت آثار  قهرمان محور و قصه گو همواره با نمایش فضای انتزاعی و ایزوله جامعه فاصله گذاری کرده اند و مطلبی برای ارائه به مردم عادی  جامعه به عنوان اصلی ترین مخاطب سینما داشته اند.

همان گونه که انتظار می رفت دارکوب تفاوتی اساسی با آثار قبلی شعیبی دارد. چه در مضمون و چه در فرم کلی اثر. شعیبی در آثار قبلی اش از دوربین ثابت و دکوپاژی سینمایی برای روایت داستان خود بهره برده است و در دارکوب با تغییر رویه به استفاده از دوربین روی  دست و دکوپاژی تلویزیونی روی آورده است. دوربین روی دست دارکوب با بهره برداری مناسب از این تکنینک به فضاسازی مطلوب و نزدیک کردن مخاطب به شخصیت ها کمک شایانی کرده است و توانسته در نمایش تنش میان شخصیت ها نقش بسزایی ایفا کند. خوشبختانه دوربین روی دست در انتقال این تنش ها آزار دهنده عمل نمی کند و قصد به رخ کشیدن خود را ندارد و با سایر بخش های فنی فیلم همراه است. البته فیلم  بنا به کارکرد و حس سکانس از این تکنیک استفاده کرده است و مخاطب در تمام طول فیلم شاهد حرکت پر بسامد تصویر نیست. رعایت این نکات نشان از تسلط شعیبی به مدیوم سینما و فن کارگردانی دارد. او می داند یک تصویر اکستریم کلوز یعنی یک ابروی چند متری روی پرده که کوچکترین حرکت اضافی آن می تواند بیننده را از فضای فیلم خارج کند.

بازی های فیلم را می توان یکی از شانس های دریافت سیمرغ دانست. تیم بازیگری توانسته اند به خوبی گلیم خود را از آب بیرون بکشند. مشهود است که حتی بازیگرانی که دقایق کوتاهی بازی داشته اند از جان و دل برای فیلم مایه گذاشته اند. از جمشید هاشم پور و هادی حجازی فر تا نگار عابدی . اما در این میان بازی سارا بهرامی در نقش مهسا بسیار خوش درخشیده است. در سال های اخیر بعد از بازی مریلا زارعی در “شیار ۱۴۳”  آفرینش نقشی با این سطح از تاثیر گذاری کمتر در میان بانوان سینمای ایران وجود داشته است و بعید به نظر  می رسد بازیگر دیگری بتواند او را از رسیدن به سیمرغ سی و ششم محروم کند.

برگ برنده دارکوب در فرم را باید فضاسازی آن دانست. تعریف صحیح از موقعیت اجتماعی افراد، استفاده از دکوپاژی بی آلایش و نمایش شخصیت هایی بسیار نزدیک به زندگی واقعی توانسته به خلق جهانی آشنا برای بیننده بینجامد و او را به یکی از شخصیت های داستان تبدیل کند. با فروپاشی ذهن بیتا او هم فرو بریزد و در برابر توصیفات هم خانه ای مهسا از سعید سکوتی با چاشنی لبخند تلخ به او تحویل دهد و منتظر سرنوشت باران باشد. علاوه بر موارد مذکور یکدست بودن بخش های مختلف اثر به خلق چنین فضایی کمک شایانی کرده است. همه بخش ها در سطح قابل قبولی به روند پیشبرد اثر کمک کرده اند و هیچ کدام خارج از فضای کلی فیلم به رخ بیننده کشیده نشده اند. نور، تصویر و صدا و سایر بخش ها حساب شده عمل می کنند و توجه را بیش از آنچه باید به خود جلب نمی کنند. نه تم های دارکوبی موسیقی ما را از فضا بیرون می برد نه حرکت  اگزجره بازیگران ما را با یاد تله تئاترهای تلویزیونی می اندازد. همه و همه تلاش کرده اند در خدمت کلیتی به نام فیلم باشند.

بر خلاف آثار اجتماعی سینمای ایران در سال های اخیر که اغلب برای مضمون پردازی، روابط انسانی را جایگزین روایت قصه نموده اند، دارکوب راه سخت تر را که قصه گویی است برای نمایش معضلات جامعه برگزیده است. البته اثر در بخش هایی به دام این فضای تکراری می افتد اما در مجموع می تواند با خلق فضایی بینابینی، بیننده را درگیر کلیت اثر کند. “دارکوب” می تواند تا یک سوم پایانی دغدغه شخصیت های اصلی را به دغدغه بیننده تبدیل کند اما با ورود نگرش تقدیر مآبانه کار را به سطح اثری متوسط تنزل می دهد و لقب شهید ترین فیلم جشنواره را برای خود به ارمغان می آورد. با وجودی که شعیبی تلاش می کند اثرش در زمینه های مختلف با سایر آثار هم دسته خود شباهتی نداشته باشد اما در زمینه پایان بندی مانند آن ها عمل می کند. با این تفاوت که امید آفرینی را جایگزین ناامیدی و سیاه نمایی می کند. اما حقیقت آن است که به لحاظ سینمایی راه رفته هر دو گونه برای به پایان بردن سالاد مشکلات اجتماعی پناه بردن به تقدیر است و از بار مسئولیت شانه خالی کردن. اگرچه فیلم سعی دارد با فراری رو به جلو از پایان باز اجتناب کند اما همان مسیری را می پیماید که سایر همکیشانش رفته اند. تغییر ریل قطار فیلم “دارکوب” در پایان بندی از رئالیسم اجتماعی به فضای رمانتیسیسم برای بیننده به درستی فهم نمی شود و چنین به نظر می رسد که عوامل اصلی اثر برای رهانیدن فیلم از دام سیاه نمایی ترجیح داده اند چگونگی را جایگزین چرایی نمایند.



شعیبی اصرار دارد اثرش در زمینه های مختلف شباهتی به بیانیه های تصویری مشابهش که تا سال ها گریبانگیر سینمای ایران بوده است نداشته باشد و تلاش کرده در بخش های مختلف این فاصله گذاری را به رخ بیننده بکشد. ارائه تصویر خاکستری از جامعه و باقی گذاشتن روزنه ی امید و اختیار فردی در برابر سیاه نمایی و جبر اجتماعی از  نشانه هایی است که برای نیل به مقصود از آن بهره برده است. حضور مازیار برادر مهسا به عنوان شخصی موفق که در همان فضای مهسا نفس کشیده است، نمایش دوستی ها، مادرانگی مهسا و دلخوشی های کوچک در دل کلکسیون جرایمی در زیستگاه زنانِ دور از جامعه، راهکارهایی است که جناب شعیبی برای تحقق این هدف اندیشیده اند. هرچند حسن نیت ایشان از این تلاش ها برای فاصله گذاری با سیاه نمایی های اجتماعی قابل درک و تقدیر است اما نتیجه نهایی تفاوت چندانی با آثاری از این دست ندارد. چرا که بیینده بیشتر زمان فیلم را به تماشای معضلات و چرکی های جامعه نشسته است و نمی توان با نمایش چند دقیقه ای از فوران احساسات و ایثار اثر آن را در ذهن بیننده خنثی کرد.  مهسایی که در تمام طول فیلم مانند دارکوب بر ذهن به روز و بیننده می کوبد و حاضر می شود برای بازگرداندن حس مادرانگی ، خودخواسته به کمپ ترک اعتیاد برود نباید به یک باره و به دلایلی که از قبل برای خودش روشن بوده پا پس بکشد. اگر این شرط را نپذیریم گره اصلی داستان دچار نقصان است و اگر بپذیریم نحوه پایان بندی از مقبولیت کافی بر خوردار نیست.

با وجود تلاش زیاد دست اندرکاران، ” دارکوب ” نمی تواند مسیری را که بسیار خوب طی می کند، به نتیجه مطلوب برساند و در یک سوم پایانی از هم گسیخته عمل می کند. بار اصلی حل مشکل از روزبه به عنوان شخصیت اصلی به نیلوفر منتقل شده و نقش او از کنشگری به انفعال کشیده می شود. نیلوفر هم با تکرار یک حرف از ابتدا تا انتها روند دارکوبی مهسا را تکرار می کند و پایان بندی را با نقصی که ذکر شد مواجه می کند. در این میان خرده روایات اثر با پیرنگ اعتیاد بخشی از بار درام را به دوش می کشد. معضل بچه فروشی هر چند دردناک و جانکاه روایت می شود اما چون مسیری موازی با تم اصلی داستان پیش می رود و بدون تلاقی به مسیر خود پایان می دهد. خرده روایات هر کدام داستان خود را طرح و به پایان می رساند و در پیرنگ اصلی داستان تنیده نمی شود و گاهی از کارکرد اصلی خود خارج می شود. مانند سکانس حضور نیلوفر در پارک بلبل که فاقد کارکردی دراماتیک است و فضای فیلم را به سوی یک گزارش خبری سوق می دهد.

ساخت فیلم درباره معضلات اجتماعی حرکت بر لبه تیغی است که هر حرکت اشتباه می تواند به نقض غرض عوامل منجر شود. با وجودی تلاش بسیاری که برای نمایش منصفانه و خیرخواهانه معضلات اجتماعی ناشی از اعتیاد صورت گرفته است اما باز هم آفت رئالیسم های اجتماعی به مزرعه دارکوب نفوذ کرده است و این اثر را در جرگه سایر آثار مشابه خود قرار داده است. با این حال دغدغه مندی و  شجاعت جناب شعیبی برای ورود به این عرصه قابل تقدیر است و امید می رود ایشان با تجربه های کسب شده بتوانند با ساخت آثاری جریان ساز، زمینه را برای تولید فیلم هایی اجتماعی با رویکردی مصلحانه و امیدبخش فراهم آورند.



www.filmovies.irلمنوشت



نقد فیلم دارکوب

آخرین تجربه بهروز شعیبی در سینما نشان می دهد او از جمله کارگردان هایی است که علاقه دارد در عرصه ها و گونه های مختلف سینمایی طبع آزمایی کند و به تجربیات گذشته خود بیفزاید. مرور آثار قبلی شعیبی نشان می دهد ایشان با وجود تمایل به ساخت آثار قهرمان محور و قصه گو همواره با نمایش فضای انتزاعی و ایزوله جامعه فاصله گذاری کرده اند و مطلبی برای ارائه به مردم عادی جامعه به عنوان اصلی ترین مخاطب سینما داشته اند.

مقاله

نویسنده محمد حسین قلی‌پور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

تلویزیون

تغییر سبک زندگی ایرانی ; به بهانه نمایش سریال دیوار به دیوار ۲

تغییر سبک زندگی ایرانی ; به بهانه نمایش سریال دیوار به دیوار ۲

اساسا یک سریال مناسبتی در اولین گام باید به مناسبت خود پایبند باشد خاصه اگر این سریال به مناسبت نوروز ساخته شده باشد که داستان باز هم فرق می کند. در ایام پر مشغله نوروز که خانواده ها درگیر دید و بازدید و سفر هستند یک سریال نوروزی باید چیزی بیش و متفاوت از سریال های میانه سال داشته باشد تا بتواند مخاطب را پای تلوزیون بنشاند.
یک ساده سخت ; نگاهی به متن و معنای سریال پایتخت

یک ساده سخت ; نگاهی به متن و معنای سریال پایتخت

فارغ از اینکه سریال پایتخت از سری اول تا پنجم، به تدریج و متأسفانه از جهت «فیلمنامه» و «محتوا» سیر نزولی پیدا کرد، اما باید گفت در مجموع با پدیده مهم و قابل اعتنایی روبروییم. چرا؟
نسبت هویت و معرفت در روایت مختارنامه

نسبت هویت و معرفت در روایت مختارنامه

بازپخش چندباره مختارنامه و گلچین کردن آن با عناوین موضوعی و به شکل فیلم سینمایی، از اتفاقات مناسبتی رایج در تلویزیون است. به نظر می‌رسد علاوه بر فرم قابل قبولی که این سریال- البته در حد بضاعت سینمای ایران- دارد، مضامین مطرح در آن هم به حدی مقبول تلویزیون ایران است که جواز یا حتی ضرورت پخش مکرر آن‌را تجویز می‌کند.
عشق و آئین و درام ؛ سفر تعزیه‌خوان در شب دهم

عشق و آئین و درام ؛ سفر تعزیه‌خوان در شب دهم

مجموعه شب دهم در ردیف آن دسته از سرمایه‌های سازمان صدا و سیما است که عموم مخاطبان از تکرار مکرر آن رنجیده نمی‌شوند. این اثر در زمان پخش اولیه با اقبال عمومی چشم‌گیری مواجه شد؛ که هنوز هم خاطره سریال و دیالوگ‌های ماندگار آن از میان نرفته است.
روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
از رنج زن بودن ; نگاهی به نقش زنان در سریال‌های جلیل سامان

از رنج زن بودن ; نگاهی به نقش زنان در سریال‌های جلیل سامان

" نفس " آخرین ساخته تلویزیونی جلیل سامان و آخرین حلقه از سه گانه او با موضوع سازمان مجاهدین خلق بخوانید منافقین است که در اولین ساعات شب‌های ماه مبارک رمضان و مصادف با افطار به روی آنتن شبکه سه سیما می‌رود.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

مقاله سردبیر

از بادیگارد تا بادیگارد | سفر دایره وار از خود به خویشتن

از بادیگارد تا بادیگارد | سفر دایره وار از خود به خویشتن

«من ادعا می کنم واکنشی ترین فیلمساز جمهوری اسلامی نسبت به انچه که در جامعه رخ میدهد ابراهیم حاتمی کیاست»
Powered by TayaCMS