6
شعله ور آتشی در میان نسل های سوخته ; نگاهی به فیلم شعله ور

به یاد دارم زمانی که کار قبلی جناب حمید نعمت الله، فیلم رگ خواب را دیدم احساس کردم با نسخه سینمایی و مدرن شده ای از سریال ستایش روبرو هستم. از آن دست داستان های کلیشه ای که طی آن زن مظلومی در بحران های زندگیش به جستجوی تکیه گاهی میرود اما آن تکیه گاه برای او بحران های بیشتری می آفریند. از آن دست مرثیه های تکراری که کاراکترها را در میان بحران ها خرد می کند و کارگردان صرفا در مقام یک کاتالیزور این فرآیند را تسریع می بخشد.کارگردان فیلم رگ خواب این اثر را در لایه معنایی عمیقش حکایت اضمحلال یک انسان می داند انسانی که از اوج نابودی و نیستی می تواند شعله ور شود. اما وقتی از شعله ور آخرین اثر سینمایی حمید نعمت الله  صحبت می کنیم با داستان متفاوتی روبرو می شویم، هر چند که هر دو داستان از یک الگو پیروی می کنند اما عواملی باعث می شود که شعله رو را اثری برتر از رگ خواب بیابیم.گوییا کارگردان در نشان دادن یک انسان شعله ور موفق تراست تا نشان دادن غوطه وری یک انسان در باتلاق اضمحلال.

شعله ور از هر دو منظر جامعه شناختی و روانشناختی فیلم موفقیست. شعله ور داستانی از نسلی سوخته است. نسل سوخته ای که هر بار با گذر زمان اعضای جدیدی در خود می بیند و فرید یکی از آنها است.

از آن دست آدم هایی که می پندارند استعدادهای پر شماری دارند و شاید هم واقعا داشته باشند اما وقتی به گذشته نگاه می کنند با تلی از آرزوهای شکست خورده روبرو می شوند و خود را در میان خاکستر این آرزوها شعله ور می بینند.

اینجاست که برگ برنده شعله ور رو می شود و آن را به یکی از موفقترین سایکودرام های چند سال اخیر سینمای ایران بدل می کند.شعله ور توانسته تعارض های درونی یک شخصیت، عقده ها و قدرت طلبی هایش را به خوبی برای مخاطب عیان کند و با استعانت از نریشن هایش، درونیات مشوش فرید را برای مخاطب عیان کند.(کاری که اجرای آن در سینما کار راحتی نیست.)



تلفیق قدرت طلبی و سرخوردگی در فرید به جنون منجر می شود و این جنون به خوبی برای مخاطب درک می شود. پرداخت موفق داستان در روانشناسی شخصیت به شخصیت پردازی موفق (چیزی کمرنگ در سینمای ایران) بدل می شود و سبب می شود مخاطب دغدغه مند با رضایت به شعله ور نگاه کند.

در شعله ور درست به مانند رگ خواب و بی پولی این فرآیند خرد شدن شخصیت است که نقشی محوری می یابد. محوری تر از داستان. پیشتر اجرای چنین الگویی در سینمای ایران و چه بسا سینمای جهان گاها در دام یک سانتی مانتالیزم قرار می گرفت و خطر آن را به وجود می آورد که ما با یک فیلم سانتی مانتال که بیشتر یادآور سریال های آبکی دهه ۷۰ به بعد است، روی پرده روبرو شویم. کما اینکه در رگ خواب این موضوع رخ داد. اما از آنجا که تیم سازنده شعله ور با بینش کاملی نسبت به شخصیت فرید و موقعیت او داستان را ادامه داده توانسته از این پیچ به سلامت عبور کند.

تمای ابزارها به گونه ای دقیق چیده شده و فرید شخصیتی زنده در میان ما و دل جامعه ما به نظر می آید. پرداخت دقیق شخصیت فرید به عنوان برگ برنده داستان فیلم را به سمتی میبرد که مثل تمام فیلمهای نعمت الله شخصیت محور باشد نه حادثه محور. هیچ ارجحیتی میان حادثه محوری و شخصیت محوری در یک فیلم وجود ندارد و هر گاه هنرمندی بتواند ملزومات هر یک از دو نوع را رعایت کند می تواند فیلم موفقی بسازد. مثلا مسخ کافکا را در نظر بگیرید. در آنجا هم داستان خرد شدن یک شخصیت است که با پرداخت خوب و آگاهانه توانسته بی آنکه داستان حادثه مهمی را از سر بگذراند یکی از شاهکارهای ادبیات معاصر را خلق کند.از این رو نبود یا کمرنگی داستان در شعله ور نمی تواند یک ضعف تلقی شود.



همانطور که پیشتر اشاره شد نگاه جامعه شناسانه شعله ور موازی با روانشناسی موفقیت آمیز شخصیت از عوامل رضایت از این فیلم می تواند باشد. شعله ور لنز دوربین جامعه شناسانه خود را به سمت گروهی نه چندان کم تعداد و مهجور از جامعه برده و به آن پرداخته، این دغدغه مندی و ایجاد تنوع در سینمایی که توسط آدم ها و داستان های تکراری پر شده است خود تلاشی ارزشمند و در خور تحسین است. از این رو شعله ور صرفا تراژدی یا مرثیه ای بر فرید نیست. شعله ور تراژدی و مرثیه برای (حداقل) یک نسل از ناکامان  است.


به این خلاصه دقت کنید:

"انسان مستعدی که استعدادها و آرزوهایش در دل اعتیاد دود می شود و خشم و کینه ای در وی شعله ور(انتخاب آگاهانه اسم از سوی سازندگان جای تحسین دارد) می شود."

شما می توانید با یک گشت ساده در یک محله پرتراکم و معمولی شهر بسیاری از افراد را که این خلاصه وصف حالشان است بیابید.از آنجا که شعله ور علاوه بر داستان فرید داستان یک نسل می شود باید آن را اثری تیزبین نسبت به اجتماع دانست.

شعله ور اجتماعیست اما نه به آن معنا که امروز در سینمای ایران متداول شده و "بازسازی تصویری وقایع صفحه حوادث روزنامه" را اجتماعی می خوانند.

ریشه های شکل گیری حال کنونی فرید به امروز و دیروز بر نمی گردد، شعله ور داستان امروز و دیروز ما نیست. هیزم این آتشی که هم اکنون در جان فرید است از دهه ها قبل گذاشته شده و شعله ور به شکل غیر مستقیم مخاطب را به خیلی از بحران ها و هیاهوهای جوانان دهه های هفتاد و هشتاد می برد و از این رو به نگاه جامعه شناسانه خود عمق می بخشد.عمقی که خود می تواند در درام پردازی کمک کند و از سوی دیگر موضوع ده ها فیلم و مقاله دیگر باشد.

از این رو شعله ور یک فیلم دارای دغدغه است و نسبت به آنچه که در جامعه اش می گذرد حساس و تا حدودی تحلیلگر است.



شخصیت فرید هنوز ناامید نمی شود او علی رغم همه شکست ها هنوز هم ذات مبارزه جوی خود را دارد و برای ساختن آینده از زیر صفر به سرزمین جدیدی کوچ می کند. تا اینجا ما با لایه ای اولیه از شخصیت فرید مواجهیم که ارتباط او را با شرایط اجتماعی خودش در سه دهه گذشته خودش و شرایط حاکم بر جامعه آن زمان نشان می دهد.عمق این ناکامی در نشان اعتیادی است که هنوز با خود به همراه دارد.اما ترسیمی که از شخصت فرید می شود نشان می دهد که او با اعتیاد جنگیده و آن را به متادون تقلیل داده و آمادگی آن را دارد از دام این افسون ویرانگر برهد و با حضور در صحنه زندگی خود و انجام مسولیتش در قبال خانواده اش به ویژه فرزندش نقش درست خود را ایفا کند و از سد ناکامی های گذشته اش برآید؛ به همین نسبت امید گشایش برای مخاطب فیلم شکل می گیرد. اما کارگردان در سیری درست عمق دیگری از شخصیت او را می کاود و تحلیل عمیقی تری از ناکامی هایش که ریشه در شخصیت او دارد به مخاطب نشان می دهد. این حسد و کینه می شود که در وی جریان می یابد و فرید باز هم در مبارزه هایش شکست می خورد وامید مخاطب در میان خباثت درون فرید شعله ور می شود.

 پس از کوچ فرید ضعف های داستان یکی پس از دیگری سر بر می آورند. روابط علت معلولی دیگر جایی در فیلم ندارد و شخصیت پردازی خوبی که از فرید انجام شده در دیگر شخصیت های فرعی انجام نمی گردد و آنها را صرفا به یک سری تیپ های کلیشه ای سینما بدل می کند. مثلا شما فرد غواص را در نظر بگیرید، او بیش از آنکه شخصیتی سینمایی باشد هویتی انتزاعی میابد و احساسات فرید نسبت به غواص بی اندازه شعاری و اعمالش بیشتر رفع تکالیفی از سوی کارگردان به نظر می آید.به این موضوع پیام های اخلاقی شعاری و گل درشت فیلم را اضافه کنید.

یکی از اقدامات تحسین بر انگیز تیم سازنده شعله ور خارج کردن دوربین از تهران و بردن آن به یک شهرک سینمایی خدادادی در استان سیستان و بلوچستان است تا تنوع بصری مورد نیاز مخاطب ایرانی را تامین کند. طبیعت و شهرسازی این استان به گونه ایست که می تواند بستر بسیار خوبی برای فیلم های گنگستری،تاریخی،وسترن ترسناک و سورئال باشد. تیم سازنده شعله ور هزینه کرده و توانسته با کارگردانی و فیلم برداری ورای استانداردهای جشنواره فجر این توان بالقوه را بالفعل کند. استفاده صحیح از لوکیشن های طبیعی و جغرافیای بومی از مزایای این فیلم است.از دیگر موفقیت های تکنیکی شعله ور موفقیت در خلق فضای سورئال است.عمده تلاشهای سینمای ایران برای سورئال سازی تلاش هایی شکست خورده بوده چرا که هم به تکنیک کافی نیاز دارد و هم در انتخاب لوکیشن باید هوشمندانه عمل شود. بی انصافی نخواهد بود اگر بگوییم خیلی از تلاش های ما در سورئال سازی بیشتر به خلق یک فضای کمدی منجر شده.... اما شعله ور در القای یک فضای سورئال و تلقین یک فضای مالیخویایی موفق عمل کرده است.



عنوان قدرنادیده ترین فیلم جشنواره در سالی که گذشت عنوانیست مستحق فیلم شعله ور. کارگردانی و فیلم برداری این فیلم مستحق توجه بیشتری بودند و به باور نگارنده یکی از دو فیلم برتر جشنواره پارسال بود. اما آنچه که شعله ور را از این موضوع محروم کرد فضای باندی حاکم بر جشنواره های داخلیست که سال به سال بر شدت آن افزوده می شود. شعله ور از مستقل بودن خود ضربه خورد چرا که هیچ باجی به کلیشه های مسلط سینما (در داستان پردازی) نداد.

در پایان باید گفت شعله ور ضعف داستان گویی خود را به خوبی پشت شخصیت پردازی مساعد نفر اصلی (چیزی که کمتر در ایران دیده می شود) و نگاه دغدغه مند و حساس اجتماعی خود درمان می کند. اما تنها نقطه قوت فیلمنامه فرید است و این نقطه قوت توان آن را ندارد مخاطب را دو ساعت با خود همراه کند آنجاست که گذر زمان لحظه به لحظه ضعف های فیلم را آشکارتر میکند و شخصیت های فرعی ضعیف و ضعف روابط علت معلولی مانعی می شود تا فیلم به آن خوبی که آغاز کرد، تمام شود. شعله ور در فیلمبرداری و کارگردانی یک سر و گردن از استاندارد سینمای ایران بالاتر بود و انتخاب لوکیشنی خارج از آپارتمان های تهران، ویلاهای شمال یا حلبی آباد های حاشیه شهر بخشی از تنوع بصری مورد نیاز مخاطب را تامین می کند. شعله ور از آنجا که با هیچ یک از موج های مسلط سینمای کنونی همراهی نمی کند و صرفا دغدغه های ذهنی مستقل گروه فیلمسازی است قدرناندیده ترین فیلم جشنواره فجر در سالی که گذشت بود.









شعله ور آتشی در میان نسل های سوخته ; نگاهی به فیلم شعله ور

به یاد دارم زمانی که کار قبلی جناب حمید نعمت الله، فیلم رگ خواب را دیدم احساس کردم با نسخه سینمایی و مدرن شده ای از سریال ستایش روبرو هستم. از آن دست داستان های کلیشه ای که طی آن زن مظلومی در بحران های زندگیش به جستجوی تکیه گاهی میرود اما آن تکیه گاه برای او بحران های بیشتری می آفریند.

مقاله

نویسنده سعید هدایتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

تلویزیون

تغییر سبک زندگی ایرانی ; به بهانه نمایش سریال دیوار به دیوار ۲

تغییر سبک زندگی ایرانی ; به بهانه نمایش سریال دیوار به دیوار ۲

اساسا یک سریال مناسبتی در اولین گام باید به مناسبت خود پایبند باشد خاصه اگر این سریال به مناسبت نوروز ساخته شده باشد که داستان باز هم فرق می کند. در ایام پر مشغله نوروز که خانواده ها درگیر دید و بازدید و سفر هستند یک سریال نوروزی باید چیزی بیش و متفاوت از سریال های میانه سال داشته باشد تا بتواند مخاطب را پای تلوزیون بنشاند.
یک ساده سخت ; نگاهی به متن و معنای سریال پایتخت

یک ساده سخت ; نگاهی به متن و معنای سریال پایتخت

فارغ از اینکه سریال پایتخت از سری اول تا پنجم، به تدریج و متأسفانه از جهت «فیلمنامه» و «محتوا» سیر نزولی پیدا کرد، اما باید گفت در مجموع با پدیده مهم و قابل اعتنایی روبروییم. چرا؟
نسبت هویت و معرفت در روایت مختارنامه

نسبت هویت و معرفت در روایت مختارنامه

بازپخش چندباره مختارنامه و گلچین کردن آن با عناوین موضوعی و به شکل فیلم سینمایی، از اتفاقات مناسبتی رایج در تلویزیون است. به نظر می‌رسد علاوه بر فرم قابل قبولی که این سریال- البته در حد بضاعت سینمای ایران- دارد، مضامین مطرح در آن هم به حدی مقبول تلویزیون ایران است که جواز یا حتی ضرورت پخش مکرر آن‌را تجویز می‌کند.
عشق و آئین و درام ؛ سفر تعزیه‌خوان در شب دهم

عشق و آئین و درام ؛ سفر تعزیه‌خوان در شب دهم

مجموعه شب دهم در ردیف آن دسته از سرمایه‌های سازمان صدا و سیما است که عموم مخاطبان از تکرار مکرر آن رنجیده نمی‌شوند. این اثر در زمان پخش اولیه با اقبال عمومی چشم‌گیری مواجه شد؛ که هنوز هم خاطره سریال و دیالوگ‌های ماندگار آن از میان نرفته است.
روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
از رنج زن بودن ; نگاهی به نقش زنان در سریال‌های جلیل سامان

از رنج زن بودن ; نگاهی به نقش زنان در سریال‌های جلیل سامان

" نفس " آخرین ساخته تلویزیونی جلیل سامان و آخرین حلقه از سه گانه او با موضوع سازمان مجاهدین خلق بخوانید منافقین است که در اولین ساعات شب‌های ماه مبارک رمضان و مصادف با افطار به روی آنتن شبکه سه سیما می‌رود.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

مقاله سردبیر

از بادیگارد تا بادیگارد | سفر دایره وار از خود به خویشتن

از بادیگارد تا بادیگارد | سفر دایره وار از خود به خویشتن

«من ادعا می کنم واکنشی ترین فیلمساز جمهوری اسلامی نسبت به انچه که در جامعه رخ میدهد ابراهیم حاتمی کیاست»
درد عشقی کشیده ام که مپرس در زرورق طلائی هنر آپولونی ; نقد فیلم داش آکل

درد عشقی کشیده ام که مپرس در زرورق طلائی هنر آپولونی ; نقد فیلم داش آکل

داش آکل آخرین ساخته ی محمد عرب، برگرفته از داستان کوتاه داش آکل اثر صادق هدایت، فیلمی متعلق به سینمای اقتباسی است که بر پایه ی ساختاری دیالکتیک وار استوار است. این ساختار دیالکتیک وار برآمده از دو نگاه متفاوت اخلاقی است که در بین شخصیت های فیلم قابل بازشناسی است.
دمیدن جان تازه در کالبد مرده "پدر" در رسانه ملی ; نقدی بر سریال پدر

دمیدن جان تازه در کالبد مرده "پدر" در رسانه ملی ; نقدی بر سریال پدر

سریال پدر با همه فراز و فرودها و مخاطبان جدی و پرتعدادش به پایان رسید. در این میان سیل انتقادات از سوی منتقدان و صاحبان قلم در حوزه تصویرپردازی به‌سوی آن روان شد و نقاط قوت و بیش‌ از آن نکات ضعف این سریال را به رخ کشیدند. قصه تکراری پسر رستگار و دختر خطاکار، بازنمایی غیر واقعی از پسر رستگار، تصویر کاریکاتوری از دانشگاه و ... همه و همه اشکالاتی است که به درستی به این سریال وارد است.
Powered by TayaCMS