آیا سینمای متفاوت به راستی متفاوت است ; نیم نگاهی به فیلم مغول ها
آیا سینمای متفاوت به راستی متفاوت است ; نیم نگاهی به فیلم مغول ها

باید برگردیم سراغ فیلم فراموش‌نشدنی مغول‌های پرویز کیمیاوی. آن‌وقت همان پرسش مغولِ مانده در پشت دربِ نمادینِ فیلم را از خودمان می‌پرسیم: سینما چیست؟ سینمای متفاوت چیست؟

واژه تفاوت از یک مخالفت نمی‌آید. هرچند شاید در برخی موارد به مخالفت تعبیر شود. بیش از مخالفت از یک فرار دم می‌زند. از یک گریز ناگزیر از یک جریان یا یک گروه خاصی که نه می‌توان با آن جنگید و نه دلیلی توجیه‌کننده برای جنگ وجود دارد. دلیلی برای براندازی وجود ندارد و شاید در برخی موارد وجود آن گروه و جریان لازم‌تر و بایدتر از وجود آن پدیده متفاوت است اما دیگر نمی‌توان تحملش کرد. به‌دلایلی که شاید بزرگ‌ترینش عدم توانایی در تحمل دفن و سرپوش گذاشتن بر رازی است که آن پدیده به آن پی برده و دیگران نمی‌توانند پی ببرند و اگر هم گفته شود دیگر راز نیست و این می‌شود که یک جریان متفاوت با وجود نداشتن هیچ انگیزه مشابهی دست به گریز از مرکز می‌زند. مثلاً در عالم موسیقی هیچ‌گاه نمی‌توان گروه‌ " the doors" را یک گروه متفاوت خواند یا بیتلز و الویس را. آنها طغیان می‌کنند و سعی در برخورد با جریان حاکم بر موسیقی را دارند. جریانی که کلاسیک‌ها با وجود تمام تغییرات ظاهری‌شان هنوز کسی را به آن راه نمی‌دهند. هرکس باید سواد موسیقایی بالایی داشته باشد و در بدنه موسیقی کلاسیک آدم بی‌سوادی همچون میک جگر که هیچ‌وقت نت‌خوانی ساده را هم یاد نگرفت جایی ندارد. اگر به این نکته اعتقاد داشته باشیم که هر جریانی همزمان با ایجاد مصالح برای رشد خود در حال تکوین و رشد جریان مخالف خود نیز هست باید عنوان کنیم موسیقی راک دهه‌شصت نه یک جریان متفاوت، که یک جریان مخالف و برآیند متضاد موسیقی متحجر کلاسیک است. اما می‌توانیم به موسیقی " jazz " توجه کنیم که بدون طغیان و تیغ برکشیدنی راه خودش را در موسیقی‌های سطح بالا پیدا می‌کند و بعد از مدتی خودش را به یک سیستم آکادمیک قوی مجهز می‌کند که نه تنها دشمن موسیقی کلاسیک نیست که گاه همچون آثار تلفیقی لالو شفرین می‌تواند به یک هم‌جواری مسالمت‌آمیز با موسیقی کلاسیک برسد. به این می‌توان گفت دیگرگونگی یا همان تفاوت که با مخالف بودن همجنس نیستند.

 

واژه تفاوت از یک مخالفت نمی‌آید. هرچند شاید در برخی موارد به مخالفت تعبیر شود. بیش از مخالفت از یک فرار دم می‌زند. از یک گریز ناگزیر از یک جریان یا یک گروه خاصی که نه می‌توان با آن جنگید و نه دلیلی توجیه‌کننده برای جنگ وجود دارد.

با این تعاریف از موسیقی متفاوت، آیا می شود جواب مغول فیلم کیمیاوی را پیدا کرد؟ سینمای متفاوت چیست؟ آیا می‌توان موج نوی فرانسه را سینمای متفاوت خواند. نوع سینمای شرق اروپا یا جنوب شرق آسیا چطور؟

جواب این سوال را به‌سختی می‌توان داد. شاید غیرممکن باشد اما برای بررسی هر چیز متفاوتی در هر بستری باید به تاریخچه و زمان حال آن بستر توجه کرد. سینما به‌خاطر تاریخچه کوتاه‌مدت خود در اغلب بررسی‌ها هنوز به یک تاریخ قابل رجوع دست پیدا نکرده. از این بابت که بشود گونه‌ای از سینما را دست گرفت و مورد بررسی قرار داد و به نتیجه‌ای قالب در بررسی علل پیدایش و اوج و افول آن گونه از سینما دست یافت. پس اغلب اوقات زمان حال سینماست که جریان اصلی است. جریان اصلی از این بابت مهم است که در بستر همین جریان اصلی است که می‌توانیم به چیستی و چرایی سینمای متفاوت دست پیدا کنیم. این‌را می‌توان به خاصیت زایش پذیری سینما نسبت داد که همیشه در حال زایش گونه جدیدی بوده که هم به گونه‌های قدیم وفادار بوده و در گریز از آنها.

سینمای متفاوت در هر دوره‌ای بیش از هر چیز به حیثیت بخشیدن به سینما فکر می‌کند. می‌خواهد این حرف ارسن ولز که می‌گفت: «من گمان می‌کنم سینما خواهد مرد. ببینید چه انرژی‌ای صرف احیا آن می‌شود دیروز با فیلم رنگی و امروز با سینمای سه‌بعدی. حداکثر چهل‌سال بیشتر از عمر آن باقی نمانده است» را نادیده بگیرد. شاید این خاصیت هر هنر تازه و هر پدیده‌ای باشد که در کنار رشدش به مرگ زودرسش هم اشاره شود اما همیشه حتی مرگ هم اگر از نوع تراژیکش باشد به تولدی دوباره با قدرتی بیشتر منجر می‌شود. انگار قرار نیست چیزی بمیرد. تنها شکل و شمایل عوض می‌کند.

به‌سان آن شعر رویایی که می‌گوید:

مادر که می‌میرد

دیگر نمی‌میرد

دیگر وقتش رسیده که فراموش کنیم که سینما قرار است بمیرد تنها باید نگران این بود که سینما نتواند آن منظور برسون از سینماتوگراف را ابراز کند و تنها به‌عنوان ابزاری در خدمت و مجاور دیگر هنرها باشد.

تفاوت از یک تفکر جدید برمی‌خیزد. تفاوت تنها دیگرگونگی به‌هر قیمتی نیست. اگر اینطور باشد بی‌معنا جلوه می‌کند. تفاوت حاصل تفکر است و باعث تفکری دیگر. اما بعد از مدتی همچون هر پدیده‌ای به شکل یک قاعده درمی‌آید و تفاوت را باید در چیزی دیگر جست. وقتی دیگر کدهای ناشناخته تبدیل به استعاره‌های نخ نما می‌شود و دیگر منتقد را به رمزگشایی و مخاطب به اصطلاح خوره را به وجد نمی‌آورد. این تقریباً در هر هنری صادق است. سینمای بدنه همیشه چیزی نیست که در گیشه‌ها فروش خوبی می‌کند بلکه سینمایی است که به‌وفور در بستر خودش ارائه می‌شود. مثل سبک فیلم‌سازی جشنواره‌ای رایج در جشنواره‌ها که بعد از سال‌ها تبدیل به سینمای بدنه جشنواره‌ای می‌شود و فیلم‌سازهایی با فرمول‌های خودشان! سعی در ساختن فیلم‌های متفاوتشان هستند طبق سنوات گذشته. گاهی می‌توانند همه را گول بزنند و گاهی هم حنایشان رنگی ندارد اما هیچ‌گاه پس از این همه تکرار تغییری در بینش سینمایی کسی ایجاد نمی‌کنند. سینما بعد از فیلم آنها هنوز همان سینمایی است که قبلش بوده. با این تفاوت که یک گام به سمت کسالت و ملال پیش رفته. فرمولی که برخی فیلم‌سازهای ایرانی در روستاها و برخی در آدم‌های معلول دنبالش می‌گردند چون روزی روزگاری اولین فیلم‌شان با این سبک و سیاق فیلمی متفاوت بوده. برادران داردن دیگر آن سر و صدای قدیم را در سینما ایجاد نمی‌کنند. همه منتظر پالپ فکشن دیگری از تارانتینو هستند با همان درجه از متفاوت بودن. چینش جزئیات فرهادی ملال‌آور می‌شود و دیگر کسی را متحیر نمی‌کند. موج نوی فرانسه دیگر موج نو نیست. دیوید لینچ سینما را رها می‌کند و کاستاریکا هم فعلا (دیگر) فیلم نمی‌سازد. این انگار خصیصه سینماست. مردن در آغوش گرم خودش. اگر پینک فلوید تا سال‌های سال هم آلبون نیمه تاریک ماه اجرا کنند مخاطب خودش را دارد. جکسون پولاک کلی تابلوی رنگ‌پاشی با تم‌هایم مختلف دارد اما وقتی اناریتیو سه‌گانه (عشق‌های سگی،21گرم و بابل) را می‌سازد همه می‌گویند دیگر شور قضیه را درآورده و باید فکر تازه بکند. یعنی همان شخص آنقدر در خودش تکرار می‌شود که تبدیل به قاعده‌ای تکراری می‌شود برای خودش و چون زمانی متفاوت بوده به‌درد یک تئوری همیشگی در قواره تئوری‌های کلاسیک هم نمی‌خورد.

اینگونه می‌شود که پرویز کیمیاوی پرسش خود را از دهان شخصیت مغول، نه از کسی، بلکه از تاریخ کوتاه سینما می‌پرسد: سینمای متفاوت چیست؟

شاید سینمای متفاوت همان سینمای متفاوت باشد. البته شاید.

 








آیا سینمای متفاوت به راستی متفاوت است ; نیم نگاهی به فیلم مغول ها

باید برگردیم سراغ فیلم فراموش‌نشدنی مغولهای پرویز کیمیاوی. آن‌وقت همان پرسش مغولِ مانده در پشت دربِ نمادینِ فیلم را از خودمان می‌پرسیم: سینما چیست؟ سینمای متفاوت چیست؟

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

تلویزیون

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
از رنج زن بودن ; نگاهی به نقش زنان در سریال‌های جلیل سامان

از رنج زن بودن ; نگاهی به نقش زنان در سریال‌های جلیل سامان

" نفس " آخرین ساخته تلویزیونی جلیل سامان و آخرین حلقه از سه گانه او با موضوع سازمان مجاهدین خلق بخوانید منافقین است که در اولین ساعات شب‌های ماه مبارک رمضان و مصادف با افطار به روی آنتن شبکه سه سیما می‌رود.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.
صناعت نارس ; نقدی بر سریال زیر پای مادر

صناعت نارس ; نقدی بر سریال زیر پای مادر

در سال‌های اخیر کمتر مجموعه نمایشی را می‌توان یافت که پایان‌بندی آن تا این حد خاطر مخاطبان را مکدر کرده باشد. با اتمام ماه رمضان و در حالی که هنوز دقایقی از پایان مجموعه زیر پای مادر نگذشته بود، موج تعجب، اعتراض و گاه هجویه نویسی در مورد آخرین سکانس این مجموعه به پا خاست.
ساخت برنامه خیریه یا سرک کشیدن به حریم شخصی؛ چالش رضایت یا اکراه مهمان در ماه عسل

ساخت برنامه خیریه یا سرک کشیدن به حریم شخصی؛ چالش رضایت یا اکراه مهمان در ماه عسل

ماه عسل سالی یک بار و درست موقع ماه رمضان که انتظار کاسته شدن از تنش‌های فرهنگی و چشم امید به مهربان شدن همه و از جمله صاحبان صدا و تصویر و قلم با یکدیگر افزایش می‌یابد به موضوعی برای مجادله تبدیل می‌شود. به گواهی همان مشاهداتی که سالانه یک بار به تکرار می‌نشینند، مجری و تهیه کننده این مجموعه نیز ارتباط دوستانه‌ای با منتقدان خود برقرار نمی‌کنند.
وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

مجموعه دیوار به دیوار طنزی گیرا، کنایه‌پرداز و قابل تحلیل است. پیداست که هم بازی شدن چندین بازیگر مطرح(در عین موفقیت کارگردان در بازیگردانی مجرب‌های سینما و تئاتر ایران) بر جذابیت و ظرافت کار می‌افزاید. همچنان که کنار هم نشستن اجباری چند خانواده ایرانی در یک ساختمان اعیانی از موضوعاتی است که تحلیل وجوه نمادین آن، منتقدان را به خوانش استعاری از اثر دعوت می‌نماید.
در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

اتفاقات سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران همواره ارتباط نزدیکی با اعتقادات اخلاقی و مذهب داشته است. بسیاری از قیام های محلی برآمده از دیدگاه مذهبی بودند و یا بواسطه حفظ اخلاقیات شکل گرفتند. در ایران، اخلاق گرایی و دین گرایی همپوشانی نزدیکی با وطن پرستی و استقلال ملی دارد.

مقاله سردبیر

از بادیگارد تا بادیگارد | سفر دایره وار از خود به خویشتن

از بادیگارد تا بادیگارد | سفر دایره وار از خود به خویشتن

«من ادعا می کنم واکنشی ترین فیلمساز جمهوری اسلامی نسبت به انچه که در جامعه رخ میدهد ابراهیم حاتمی کیاست»
Powered by TayaCMS